دلیل اینکه اومدم بنویسم این بود که کلی ارور دریافت کردم و واقعا دیگه نمیدونم چیکار کنم! کلافه شدم!
جمعه باید پروژه ی پایگاه داده َمو تحویل بدم، اونم درحالیکه دو روزه شروع کردم به یادگیری سی شارپ! و تا الآن میتونم بگم کچل شدم سرش! و الان دیگه وصل نشدن sql server تیر خلاصی بود واسم!
نمیدونم دقیقا چه غلطی کردم که این خراب شد..
پروژه رو هم که بدم بره تازه بدبختیام شرو میشه!
هفته ی دیگه هر روز امتحان آزمایشگاه دارم! بعدشم پروژه مهندسی نرم و بعدشم که بسلامتی امتحانا شروع میشن
+ چرا هرچی رایگانه بیخوده؟ -__-
+ آهنگ dusk till down زِین رو چـــــقد دوووس داشتم ^___^
+ اگه موزیک وجود نداشت چیکار میکردم من!
++ وااییی درست شد! =))) [01:22]
برچسب:
نویسنده: سپیده موسویپور
برچسب:
نویسنده: سپیده موسویپور
چقد بده آدم انقد بچه هاشو بد تربیت کرده باشه که تو مجبور باشی هرچیز جدیدی که خریدی ازشون قایم کنی :|
برچسب:
نویسنده: سپیده موسویپور
یه گزینه "شایدم من اشتباه میکنم" همیشه روی میزمون بذاریم!
برچسب:
نویسنده: سپیده موسویپور
از این جامعه متنفرم! چون سبک زندگیت و تفکراتت باید دقیقا یه چیز خاص باشه!
و اگه چیزی غیر از اون باشی آدم غیرطبیعی ای حساب میشی!
چون هرگوهی بخوای بخوری چیزی به نام عُرف وجود داره که واست تعیین تکلیف میکنه و اگه ضد اون باشی پذیرفته نیس واسه بقیه!
مسخره نیس ؟ دیگه گندیده تر از این تفکرات هم وجود داره !؟
#دوران_جاهلیت_هنوز_ادامه_داره !
برچسب:
نویسنده: سپیده موسویپور
برچسب:
نویسنده: سپیده موسویپور
یه جورایی آرزوهام واسم بی معنی شدن. اصن نمیدونم واسه چی باید زندگی کنم...؟
هیچ انگیزه ای واسه زندگی ندارم.
برچسب:
نویسنده: سپیده موسویپور
مگه یه آدم چندبار باید تو زندگیش نابود شه؟ چندبار آدم میتونه دوباره روی پای خودش وایسه؟ دیگه خسته شدم...
برچسب:
نویسنده: سپیده موسویپور
برچسب:
نویسنده: سپیده موسویپور